سوال 115- خودشناسی و توجه به درون
سوال115- ما همیشه باید انگشت اشاره را روی خودمان بگیریم ببینیم وضعمان چطور است به بیرون از خودت کاری نداشته باش و کنترل بیرون را رها کن ، گناه در درون ماست نه در بیرون ، وقتی آتش گناه در درون به پا شد در بیرون به صورتهای مختلف بروز میکند ، ما اول در وجود خودمان خرابیم ، تو ببین لقمه خودت چطور است ، نگاه خودت چطور است ، نگاه نکن که زن و بچه فلانی چه وضعی دارند، اگر آنها خراب شدهاند تو خرابشان کردهای ، اگر نفس تو اصلاح میشد در کنار نفس تو نفس آنها هم اصلاح میشد ، تو خودت را اصلاح نکردهای میخواهی آنها را آدم کنی ، خودت را آدم کن ، هزاران عیب در وجود خودت هست ، طرف برای دزدی بالای دیوار رفته نصف شب صدای یک آیه قرآن شنیده عارف آمده پایین تا من و تو بفهمیم در حد آن دزد هم نیستیم ، هرچه در این عالم هست همه توحید است ، باید بفهمی که تو و زن و بچهات را منِ خدا نگه داشتهام ، لذا ما باید در همه حال انگشت اشاره مان روی خودمان باشد ببینیم ما کی هستیم ، ما اگر به نفس مطمئنه برسیم ، یک آدم ناراحت کنار ما بنشیند شاداب میشود ، اگر مریضیِ روحی داشته باشد رفع میشود ، اینکه از کسی بدت میآید روح او خراب است و روح تو مریض میشود که تو بدت میآید ، وقتی در کنار کسی هستی خوشت میآید چون روحت شفا پیدا میکند که خوشت میآید.
🔹پاورقی: ((یک شب فضیل عیاض برای دزدی از دیواری بالا رفت،روی دیوار نشست وخواست از دیوار پائین بیاید.اتّفاقاًیک مرد عابد و زاهدی شب زنده داری می کرد،نمازشب می خواند،دعا می خواند،قرآن می خواند و صدای حزین قرآن خواندنش به گوش می رسید.ناگهان صدای قرآن خوان را شنید که اتّفاقاً به این آیه رسید: *ألم یأن للذین آمنوا أن تخشع قُلوبهم لذکرالله* آیا وقت آن نرسیده که مدّعیان ایمان،قلبشان برای یاد خدا نرم و آرام شود؟ یعنی تا کی قساوت قلب؟تا کی تجرّی و عصیان؟تا کی پشت به خدا کردن؟آیا وقت روبرگرداندن،روکردن به سوی خدا نیست؟آیا وقت جداشدن از گناهان نیست؟ این مرد کهاین جمله را روی دیوار شنید گویی به خود او وحی میشد،گویی مخاطب شخص اوست،همانجا گفت: “خدایا!چرا،وقتش رسیده است.الآن هم وقت آن است” از دیوار پائین آمد و بعد از آن،دزدی،شراب،قمار و هرچه را که احیاناً مبتلا به آن بود کنار گذاشت. ))