سوال20

سوال20 – سؤال شد: کسی که در یک خانواده اروپایی به دنیا می‌آید و کافر می‌شود چه تقصیری دارد وقتی‌که انتخاب با خودش نبوده؟ فرمودند : هر کسی اول که به دنیا می‌آید کافر است، سؤال: همه بر اساس فطرت مگر به دنیا نمی‌آیند؟ فرمودند : پدر و مادر وقتی بر اساس اسلام عمل نکرده باشند با عالم قطع رحم کرده‌اند و ارواح آن‌ها نمی‌توانند زایمان کنند و روح بچه عقیم می‌ماند، روحش عقیم می‌شود، سؤال کردیم گناه بچه چیست؟ فرمودند : او باید جبران کند تلاش بیشتر کند و تنها اهل‌بیت(ع)می‌توانند او را نجات دهند. 🔷 سؤال کردیم گناه یک بچه در خانواده کافر به دنیا آمده و پدر و مادرش قطع رحم کرده‌اند چیست ولی یک طفل در خانواده شیعه به دنیا آمده ؟ فرمودند : که اگر تلاش کند اهل‌بیت(ع) برایش جبران می‌کنند، اصلاً اهل‌بیت(ع)آمده‌اند که جبران کنند. بیشتر توضیح خواستیم ، فرمودند : اهل بیت ع آمده‌اند که راه را به ما نشان بدهند ، اگر اهل بیت ع نبودند خوب را از بد تشخیص نمی‌دادیم ، شمر را از امام حسین ع تشخیص نمی‌دهیم ، اهل بیت ع آمدند تا ما ببینیم و بشنویم که راه چیست و چاه چیست ، حضرت زهرا س آمد تا یک خانم بفهمد که حجاب و بی‌حجابی یعنی چه و یا چه اثری دارد بی‌حجابی ، آمده است به ما بفهماند که من بدون اینکه تجربه کنم فهمیدم که حجاب روحانیت می‌آورد برای انسان و قلب را بیدار می‌کند ، قلب انسان را زنده می‌کند ، انسان را به الهامات قلبی می‌رساند ، به زندگی قلبی و به زندگی معرفتی می‌رساند انسان را ، 🔷 گفتیم منظورتان چه نوع حجابی هست ، فرمودند : حجاب ظاهری هست ، حجاب زبانی هست ، حجاب چشمی هست ، حجاب گوش هست ، حجاب احساساتی هست ، حجاب عقلی هست ، حجاب ریاست هست ، حجاب خواستن هست 🔷 گفتیم اثر حجاب چیست ، فرمودند :  تعادل است ، وقتی یک نفر باکت و شلوار بیرون می‌آید و جلو و عقبش معلوم است چه در مرد و چه در زن خب این شیطانی است دیگر ، سپس افزودند: کسی که مالک زبان خودش نیست حجاب زبان ندارد غیبت می‌کند و هر نگاهی می‌کند ، او در اختیار زبانش است ، او در اختیار چشمش است ، لذا از این فرد دیگر گرفته‌اند ، همه هستی‌اش را از او گرفته‌اند ، 🔷 شما وقتی حالی‌ات نیست بد چشمی می‌کنی همان وقتی که چشمانت بر هر جایی می‌رود خب خوشحال شده‌ای دیگر و خدا گرفته است از تو هر چه داشته‌ای را دیگر ، یعنی شیطان محاصره‌ات کرده است ، 🔷 گفتیم پس اکثراً اوضاعمان خراب است ، فرمودند : اوضاع همه‌مان خراب است ، شیطان قسم خورده گفته به جلالت قسم یک نفر را نمی‌گذارم در برود ، برای چه می‌گویم آن به آن مواظب خودتان باشید که به فکرتان چیز بد نیاید ،

سپس افزودند: خوبی اولیه انسان‌ها بدرد نمی‌خورد و تو باید درجات معنوی بگیری ، همین شیطان در گوش انسان می‌خواند که تو آدم خوبی هستی و چنین و چنانی و احمقش می‌کند تا باور کند، این آدم دیگر اصلاً روی نفسش کار نمی‌کند ، 🔷 اگر کارهای خودت را زیر ذره‌بین بگذاری می‌بیند که از تو بدتر وجود ندارد ، وقتی در موقعیت‌ها قرار می‌گیری می‌بینی از تو بدتر وجود ندارد ، اگر هم گناه نکردی خدا دستت را گرفته که گناه نکردی  و اگرنه تو از شمر بدتری و این عنایت خود خدا بوده . کار خوبت هم برای هوای نفست بوده ، بچه یک آیت الله به دنیا بیایی یا یک مشروب خور فرقی ندارد ، نه خوبی او بدرد می‌خورد و نه بدی این ، چون ‌که خوبی اولیه انسان هوای نفس اوست ، این خوبی عادت است ، 🔷 از زمانی فرق می‌کند که طفل کبیر می‌شود یعنی خوب و بد را می‌فهمد ، ازآنجا انحرافات مردم شروع می‌شود . در همین انقلاب ما خیلی‌ها ریششان تا کجا بود و وقتی کارشان جور شد با تیغ زدند و خیلی‌ها که با تیغ می‌زدند بعداً جزء اولیاء شدند ، این است که خوبی نباید تو را گول بزند.

🔷 سؤال کردیم این بچه‌ای که پدر و مادرش رعایت نکرده‌اند چه گناهی دارد ، فرمودند : راهش را خودش انتخاب کرده ، گفتیم این که جبر شد این بچه از کجا خبر داشت که انتخاب کند ، فرمودند : نه ببینید او نمی‌خواهد ، وقتی که شما ولایت را نمی‌خواهی و کفر را می‌خواهی چه کارت کنند ، مثلاً یک بچه‌ای در خانه پدر و مادر راحت زندگی می‌کند بعد فرار می‌کند و معتاد می‌شود حالا آیا پدر و مادر به زور بیرونش کرده‌اند یا خودش رفته است ، 🔷 گفتیم این بچه که هنوز فهم و شعور ندارد ، فرمودند : چرا فهم و شعور دارد ، بچه که‌این نطفه که نیست ، بچه این نطفه نیست ، بلکه‌این نطفه یک بهانه‌ای است که بچه را بشناسند ، این هم حواس و شعور دارد و هم نور دارد و دارد پرورش پیدا می‌کند 

پاورقی :

پیامبر ص : «الشَّقِی مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ»؛ شقی در شکم مادرش شقی است و سعادتمند در شکم مادر خود سعادتمند است.

* فَاَلهَمَها فُجورَها وتَقوها – 8 شمس – هر دو راه فجور و تقوا را به انسان نماياند. * //

🔷  گفتیم یک بچه یک روزه چطور انتخاب کرده ، فرمودند : یک روزه نیست برادر من !  چرا یک روزه ، از زمانی که خدا بوده این بچه هم بوده و انتخابش را خودش کرده مثلاً خدا شمر را که شمر نیافریده خودش انتخاب کرده و خودش گول خورده ، لذا این بچه نیست ، این آدم است ، و این بچه (این بدن) برای شناخته شدن این آدم است ، اگر این بچه نیاید تو از کجا بدانی این دنیا هست و یک روحی هست ، گفتیم آیا این روح قبل از به دنیا آمده فهم و ادراک داشته که چه راهی را انتخاب کند ، فرمودند : بچه تا سه ماهگی انتخاب می‌کند  که در دنیا چه کار بکند ، مثل اینکه شما به دانشگاه می‌روی می‌گویند یک ماه وقت داری که انتخاب رشته بکنی و لذا رشته‌ات را انتخاب می‌کنی ، حالا آیا کسی تو را وادار می‌کند که فلان رشته را انتخاب کن ، لذا این بستگی به ظرفیتت دارد ، مثلاً ده سال در دانشگاه می‌مانی آخرش هم جاروکش می‌شوی ، وقتی خودت بی‌عرضه هستی کسی برایت چه کار کند ، 🔷 گفتیم یعنی در این سه ماهه اول انتخاب می‌کند : فرمودند : ببینید آمده در اینجا تا انتخابش را بکند و تا سه ماهگی انتخاب می‌کند  و وقتی انتخاب کرده راهش را می‌گیرد و می‌رود ، 🔷 گفتیم بچه سه ماهه بر اساس چه معیاری انتخاب می‌کند این که شناختی ندارد ، فرمودند : بر اساس شعور قلبی که دارد ، بر اساس آن چیزی که خدا در وجودش گذاشته است یعنی یک فهمی گذاشته است در آن بچه که آز طریق این فهم راهش را پیدا می‌کند ، مثلاً حضرت ابراهیم تا بلوغ در غار بود و در تاریکی بود و بعد از پانزده سالگی او را بیرون آوردند ، پس می‌خواست بگوید خورشید خداست و ماه خداست و ستاره خداست  پس چرا هر چه را دید ، دید غروب کرد و گفت نه اینها خدا نیستند ، گفتند قارون خداست ، گفت نه این بوی خدا نمی‌دهد ، 🔷 پس ببین بوی خدا را در غار شنیده بود ، شما یک بته و یک دانه‌ای را که در زمین می‌بینی این بوی خدا را می‌شنود که از زمین سبز می‌شود ، لذا یک بچه‌ای که رشد می‌کند بوی خدا را می‌شنود که رشد می‌کند و اگر بوی خدا را نشنود اصلاً بزرگ نمی‌شود و هیچ چیزی تکان نمی‌خورد ، 🔷 گفتیم شما فرمودید بچه شعور قلبی دارد ، فرمودند :  بله همان شعور باطنی ، لذا شعور یک آدم هشتاد ساله باشعور یک بچه یک روزه باهم فرقی ندارد فقط این نمی‌تواند حرف بزند و آن یکی حرف می‌زند ، 🔷 گفتیم این شعور باطنی مسئله عجیبی هست ، فرمودند : خب انسان‌ها نسبت به خودشان شناخت پیدا نکرده‌اند ، برای چه کسی که شعور پیدا می‌کند در دوازده و سیزده سالگی امامش را می‌بیند ، چون سنخیت پیدا می‌کند که او را می‌بیند ، مثل آقای بهجت ، حالا یک نفری که حواسش در خوردن و مال جمع کردن و در شهوت و قدرت است خب این چطور می‌خواهد امام را ببیند ، 🔷 گفتیم این شعور باطنی سرنوشت انسان را مشخص می‌کند ؟ ، فرمودند : اصلاً دفتر آدم است ، هر کسی یک دفتری دارد و حساب و کتابی دارد منتها ما چون همین شعورمان تبدیل به نقص می‌شود  و تبدیل به عادت می‌شود و عادت هم ماده‌ای است ، 🔷 سؤال کردیم این شعور باطنی را روز اول چه کسی تعیین کرده که باید به سمت منفی باشد یا مثبت ، فرمودند : تو خودت مشخص کرده‌ای ، شما یک دانه‌ای را که در زمین می‌اندازی وقتی سبز می‌شود بستگی به خودش دارد ، آفتاب می‌خورد ، آب می‌خورد و… همه اینها را خدا می‌دهد ، حالا او می‌خواهد چطور به عمل بیاید ، خداوند بین انسان‌ها فرق نگذاشته که‌این باید خوب باشد  و این باید بد باشد ، خدا یک آب حیات و یک عمری را به شما داده ، بستگی دارد که‌این عمر را چطور استفاده کنید ، 🔷 گفتیم اینکه فرمودید بچه سه ماهه انتخاب می‌کند انگار انسانی که در کما هست دارد یک انتخابی را می‌کند در حالی که قدرت و اختیار ندارد ، فرمودند : اصلاً شما آن آدم نیستید ، شما حیوان آن آدم هستی ، شما داوود که نیستی این بدنی که داری این حیوان داوود است و شما باید داوود را پیدا کنی بعد برو از او بپرس او به تو می‌گوید ، گفتیم از او بپرسیم که تو چرا این انتخاب را کردی ، فرمودند :  احسنت ، گفتیم این را چطور می‌شود پیدا کرد ، با تبسم فرمودند :  در وجود خودت است دیگر باید پیدایش کنی ، مثلاً چی می‌شود که می‌گویی این کار بد است یا آن کار خوب است ، فکر می‌کنی تو می‌فهمی که‌این کار خوب است یا بد است خیر آن داوود به تو می‌گوید خوب است یا بد است ، اگر به راه بد می‌روی  همین که تو فکر می‌کنی داوود است تو را به راه بد می‌برد و این همان شیطان است و به جهت بد می‌رود اما آن داوود دیگری که باید پیدایش کنی او هدایت کننده است و شما در هر کاری اگر صبر کنی آن داوود می‌آید دخالت می‌کند و تو را به راه مستقیم می‌رساند  

سال 1395 همین سؤال را مجدد تکرار کردیم ، سؤال کردیم قبلاً فرموده بودید انسان تا سه ماهگی راهش را انتخاب می‌کند ، فرمودند : تا سه ماهگی خودش انتخاب می‌کند فطرتش انتخاب می‌کند که شقی بشود یا سعید یعنی کشش اش معلوم می‌شود ، مثلاً اولیاء از راه رفتن یک بچه سه ساله می‌فهمند او در آینده معتاد می‌شود خب الآن که معتاد نیست اما مریضی اعتیاد در وجود این هست این کمبود در وجود این هست و مشخص می‌شود که‌این در آینده الکل مصرف می‌کند یا مواد می‌کشد ، گفتیم آیا می‌تواند راهش را عوض کند ، فرمودند دو را پیش تو می‌گذارند ، گفتیم آن بچه که چیزی نمی‌فهمد که بخواهد انتخاب کند ، فرمودند : چرا او می‌فهمد اما در ذهنش نمی‌گنجد اما در فطرتش می‌گنجد ، همین‌که راه را در پیش گرفتی داری سیر می‌کنی دیگر ، گفتیم پس اختیار دارد ، فرمودند بله که دارد ، ببینید مثلاً شما هم در تهران جا دارید و هم در مشهد حال به اختیار تو است که در مشهد زندگی کنی یا در تهران ، این دست خودت است جبری که نیست ، گفتیم این بچه‌ای که هنوز تجربه ندارد بر چه اساسی انتخاب می‌کند و معیارش چیست ، فرمودند : بر اساس لقمه‌ای که مادر پدر به او داده‌اند ، اگر رعایت اسلام را کرده باشند این بچه هم در راه اسلام حرکت می‌کند و اگر رعایت نکرده باشند یا کج رفته باشند در این بچه هم اثر می‌گذارد ، گفتیم یعنی چوب پدر و مادر را می‌خورد ، فرمودند ، خیر مثلاً یک نفر می‌فهمد که اگر تو بروی مواد مخدر بکشی گرفتار می‌شوی اما او می‌گوید نه من مثل او نمی‌شوم به او می‌گوییم اگر مشروب بخوری تا چهل روز روحت فعال نمی‌شود ، روحت قبض است تو می‌گویی نه من این‌طور نمی‌شوم لذا چراغ قرمزهای شریعت را رعایت نکرده‌ای .

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *