سوال 123 – اولیا خدا

سوال123- خدا برای هدایت مردم اولیاء را گذاشته این‌ها هم پنهان هستند ، ما باید در خلوت خودمان بنشینیم و از خدا بخواهیم تا یک نفر را سر راهمان سبز کند ، آن‌ وقت آن ولی و آن اهل دل با ما شوخی بکند ما هدایت می‌شویم ، لازم نیست حرف دین بزند ، همین شوخی بکند ، ته مانده چای اش را بخوری هدایت می‌شوی ، موقعی که می‌خواستند سر امام حسین (ع) را از قفا ببرند گفت خدایا راحتم کردی از این مردم ، چه بلایی بسر ایشان آوردند ، موقعی که از پشت غلطید گفت خدایا شکرت راحتم کردی ، مسئولیت امامت را از گردنم بر داشتی ، این چه آدمی بود چه درجاتی در آن آدم بود ، این مرد چقدر امت را دوست داشته ، آدم مؤمن اینطوریست .

🔹 123/2- خدا بیامرزد شخصی بود بنام عباسقلی با اما زمان (عج) دیدارهایی داشت اما انکار می‌کرد ، به او گفتیم که آخرین دیدار شما با حضرت فلان روز است غسل زیارت داشته باش ، سه روز مانده به روز ملاقات حضرت ، حرارت بدنش غیر عادی بالا رفت چون امام (ع) که می‌آیند آتش و حرارت او با حرارت امام (عج) یکی باید می‌شد یعنی کامل می‌شد ، اما اطرافیان‌ خبر نداشتند که‌این تصرف امام است ، او را بردند بیمارستان و برای اینکه تبش را پایین بیاورند بلاها سرش آوردند ، نمی‌دانستند او الآن در حضور و شهود است و بعد از سه روز مرد ، سؤال کردیم خودش چرا قبول کرد ببرند بیمارستان ؟ فرمودند : او که دگر در حال خودش نبود بیحال بود، تسلیم بود ، او راضی بود به مرگش می‌خواست راحت بشود چون می‌دانست دیگر قرار است برای همیشه با حضرت باشد .  

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *