سوال14
سوال14 – وجود اولیه انسان که در حرکت است شیطانی است ، حالاتت هم شیطانی است نور اولیه انسان نور شیطانی است ، انسان باید نور علی نور بشود ، خودت را باید تحویل اهلبیت(ع) بدهی به تا دستت را بگیرند ، وقتی به معراج میخواهی بروی باید از خودت بمیری و با یک حیات دیگر به معراج بروی ، سؤال : بمیریم یعنی چه ؟ فرمودند : یعنی همه تعلقاتت و همه چیز را فراموش کنی .
مثلاً حج کسانی قبول است که دور کعبه هر چه فکر میکنند اسم بچهشان ، چهره بچهشان ، شغلشان ، دکانشان … اصلاً یادشان نمیآید ، آنهایی هم که حجشان قبول نیست در بازارها برای این و آن در حال خرید هستند، اصلاً انسانی که تازه از معراج برگشته اسم بچهاش را نمیداند اما از توحید تا هرکجا سؤال کنی جواب میدهد .سؤال : چطور به اینها برسیم ؟ باید اولیاء دستتان را بگیرند تا کمال همنشین در شما اثر کند ، همنشینی با اهلبیت(ع) و اولیاء خدا اثرش را میگذارد ، و این شعر را خواندند : آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند .
14/1- سؤال کردیم آن کسی که همه چیز را فراموش کند مسئولیتها و معیشت خانواده و.. چه میشود ؟ فرمودند : وقتیکه از مرتبه خیالی و عقلی به مرتبه وجودی برسی دیگر خداوند خودش همه چیزت را به گردن میگیرد و تأمین میکند قند و نمکت هم از بهشت میآید حتی در امور اجتماعی و خانوادگی به تو الهام میکند که چنین کن و چنان کن .
14/2- اصلاً همه ما در خیال خودمان زندانی هستیم ، مثلاً الآن که ما در این خانه نشستهایم ، فقط عکس این خانه راداریم چون چشم ما این را میبیند و به خیال میدهد ، آن چشم باطنی ما این خانه را در خیال ما میبیند ، اما وقتی چشم باطن ما باز شود این خانه را دیگر از مجرای خیال نمیبیند بلکه اصل و ملکوت آن را میبیند ، اصلاً ما همه در زندان هستیم و تا الآن بیرون را ندیدهایم، فقط اهلبیت(ع) و اولیاء خدا به واسطه آنها هستند که بیرون هستند و مابقی همه در زنداناند .