سوال 109 – سیر روحانی
سوال 109- از ایشان سؤال کردیم سالهاست انتظار آن حالات بسیار خاص سنگین معنوی را داریم اما چرا حاصل نمیشود ؟ فرمودند : که یکی از دهها دلیلش این است که باید سن چهل را رد کنید تا بچههایتان را عروس و داماد کنید و آنها بروند ، اگر الآن این حالات به شما دست بدهد خانواده را گرفتار میکنید ، دلایل زیاد دیگری هم هست که بعداً میگویم. /
سه سال بعد یعنی در سال 1395 همین سؤال را تکرار کردیم ، کهاینکه فرمودید خانواده را گرفتار میکنید یعنی چه آیا اگر تهجد و نماز شب و خلوت داشته باشیم مشکلی پیش میآید ، فرمودند : خیر ، ببینید در این حال انسان میخواهد ترک کند ، لذا اول باید در خدمت خانواده باشید و بعد از اینکه آنها را سیر دادید و عروس و دامادشان کردید خودت همراه با آنها سیر میکنی اما اگر بخواهی خودت با ترک دنیا به تنهایی سیر کنی سیرت از بین میرود ، گفتیم مگر سیرو سلوک ما همزمان با سیر آنها آیا باهم منافات دارد ، فرمودند : ببینید سیر جسمانیتان باید با آنها باشد اما سیر روحانی ات باید بر خدا باشد لذا کسی که میخواهد تعلقاتش کنده شود تا چهل سال کنده میشود اما در غیر این صورت شهوت و قدرت در انسان قوی میشود لذا یا قطع تعلقات میکند یا در تعلقات قوی میشود ، سؤال کردیم این ترک چه عواقبی دارد ، فرمودند : وقتی که شما این دنیا را دوست داری و خانواده ات را دوست داری ، پدر و مادرت را دوست داری ، خودت را دوست داری آسیب میبینی ، ضرر میبینی ، اما اگر خدا را دوست داشته باشی چون او نیروی کل است از دوستی خدا میتوانی خانواده ات را دوست داشته باشی و خدمتکار آنها باشی ، اما شما هر چیزی را غیر از خدا دوست داری از آن سوء استفاده میکنی ، سؤال کردیم یکی از عرفا حدود پانزده سال در خانه نشست و درب خانه را بست ، فرمودند : خیر در میان مردم باید درب را ببندی ، یعنی بعد از مدتی درب برایت باز میشود و میفهمی که بچهات دارد راه را درست میرود یا اشتباه لذا دیگر غصه اش را نمی خوری ، اگر به مثبت رفت که خوشحالی و اگر به منفی رفت مثل نوح ع ناراحت نمیشوی ،سپس فرمودند : الآن که خانواده و جامعه را دوست داری ، یعنی الآن داری از شهوت آنها استفاده میکنی اما وقتی منافع شهوت شما از بین برود آنجا میفهمی که واقعا اینها را چقدر دوست داری یعنی بدون هیچ طمعی، لذا مقدار دوستی ات مشخص میشود برایت ، گفتیم فرمودید اگر قبل از چهل سالگی در بروی انسان باز شود خانواده را گرفتار میکنی ، یعنی چه ، فرمودند : گرفتاری این است که دیگر تو را درک نمیکنند ، انسان را درک نمیکنند ، یک آدم روحانی یک آدم دنیایی را درک میکند اما یک آدم دنیایی یک آدم روحانی را نمیتواند درک کند لذا علی ع را کسی درک نکرد چون درکی ندارند که درک کنند ، آدمی که محبت دنیا را دارد چطور آدم روحانی را میتواند درک کند ، مثلاً وقتی کسی پولدار نیست اما زندگی اش برکت دارد اما یک آدم پول دار اصلاً قبول ندارد که زندگی با برکت یعنی چه میگوید باید پول داشته باشی ، لذا وقتی دو نفر همدیگر را درک نکنند هر دو اذیت میشوند ، در اصل اصلاً این دنیا محل اذیت است ، کسی که جاذبه دنیا را دارد و کسی که جاذبه خدا را دارد اینها ضد هم هستند ، جاذبه ماده با جاذبه روحانی از هم سوایند ، روح شما با جسم شما در کشمکش است ، این دلش میخواهد بخوابد و آن دلش میخواهد نماز بخواند ، این میگوید خوابم میآید او میگوید نخواب ، لذا بالای چهل یا هر دو بروند طرف دنیا یا آن یکی هم باید دنیا را ترک کند ، مگر امام حسین ع در صحرای کربلا به بلا گرفتار نشد ، اگر بخواهی رشد کنی به بلا گرفتار میشوی تا رشد کنی ، البته نه این بلایی که ما در نظر داریم بلکه بلای روحانی ، مثلاً وقتی کسی، کسی را درک نمیکند ، مثل اینکه پرتقال را کنار انار بگذاری اینها همدیگر را درک نمیکنند ، مثلاً شما برای یک کور چراغ روشن کن او چه حالیش میشود .