سوال 41
سوال41 – الآن جنایتهایی که در خانوادهها اتفاق میافتد ، این است که دختر عمو با پسر عمو ، دختر خاله با پسر خاله همین طوری بر هم میپیچند ، بیناموسی میکنند ، همه بدبختی ما از اینها است ، صلهرحم این نیست ، صلهرحم این است که برادر ما چیزی کم دارد زندگیاش را تأمین کنیم نه اینکه ناموس یکدیگر را در خانه هم رها کنیم که هر کار خواستند بکنند آیا این صلهرحم است؟! صله یعنی پدرت کاری ، احتیاجی دارد و از تو برمیآید انجام بدهی ، نه اینکه ناموست را ببری اینطرف و آنطرف ولکنی ، شما اصلاً این حق را نداری ، چه کسی هم چین غلطی را گفته .
سؤال کردیم در میهمانیهایی که خودمان همراه زن و بچه هستیم اشکالی دارد ؟ فرمودند : نه ، اگر باهم هستید اشکالی ندارد ، سؤال کردیم ما همه فامیلهایمان همه مذهبی هستند و رعایت میکنند و اطمینان داریم ؟ فرمودند : نه ، باید با نامحرم را رعایت کنید فرقی ندارد .
از گعدهها و خاله بازیهای زیاد فامیلی که عمر و وقت را ضایع میکند سؤال شد ؟ فرمودند : ببینید یکوقتی هست که مجلس ارزش دارد مثل همین الآن جلسه ما با شما هفتادودو ساعت هم بکشد خوب است اشکالی ندارد اما یکوقت مجلس ارزش ندارد یکوقت ما جایی کمکی از دستمان میآید خوب است اما وقتی ثمری نداریم باید حرکت کنیم برویم جای دیگر که به ما نیاز هست ، پرسیدیم که مثلاً در عید نوروز زیاد در فامیل دعوت میشویم ، فرمودند : اشکالی ندارد بروید ، از حالات آنها و حالات خودتان درس بگیرید .سؤال شد که مثلاً منزل پدر و مادر که میرویم توقع دارند ساعتها بیهدف بنشینیم ؟ فرمودند : ببین برادر جان آدمهایی که خیالی هستند مثلاً میبینی با یک کیلو قند میگویند الهی خیر ببینی الهی فلان ، لذا اگر با یک هدیهای و یا با برطرف کردن کم و کسری خانهشان ، تعمیر خرابی ، هدیهای که میدانی دوست دارد چشمش را میگیرد ببری ، او اصلاً تو را فراموش میکند اصلاً تو همان موقع هم برگردی دیگر کاری به کارت ندارند، باید به آنها بدبین نباشی مثلاً اگر پدرت یک اشتباهی کرد بهحساب این بگذاری که خیالش اشتباه کرده ، او کودک عقل است او را پدر خود میدانی اما عقلش دنیایی است اندازه عقل بچه تو است ، آن وقت تو چه توقعی داری ؟ هرچه گفت بگو چشم ، بدبین نباش ، کار تمام است ، و فکر نکنی تو از او بهتری ، و توهم هم برت ندارد که نسبت به او برتری داری ، هر چه داری خدا به تو داده است .