سوال5
سوال5 – زمانی که چشم باطن شما باز بشود ، قبل از واقعه ، واقعه را میبینید ، آدمها را که میبینید ، هم گذشته و هم آیندهشان را میبینید ، مثلاً ما از راه رفتن یک بچه میفهمیم که او در 15 سالگی به اعتیاد روی میآورد سیگاری میشود ، حرکاتش از همین الآن نشان میدهد، اگر قوی بشوی حتی میتوانی تا حضرت آدم را هم درک کنی و به عقب برگردی ، یا همین الآن با همین چشمانت با حضرت خضر ملاقات کنی با امام زمان (عج) ملاقات کنی ، منظور از چشم باطنی یعنی فهم باطنی است ، مثلاً ما فکر میکنیم بهشت و جهنم غیر از همین لحظات است و محاکمه غیر از همین لحظات است ، خیر بلکه جزا خود عمل است ، وقتی شما همین الآن عمل خطا در بیرون انجام میدهید در حقیقت همین الآن در حال مجازات شدن هستی .
پاورقی :
به دلیل مهم بودن این مطلب که محاکمه الآن است یعنی جزاء نفس عمل است در ذیل مصادیق آیات و روایت تقدیم میشود * (پاورقی مشترک در سؤال 005 و 916)
* روایت حارثة بن نعمان انصاری را از کتاب اصول کافی ، باب “حقیقت ایمان و یقین “
محمد بن یحیی عن … عن اسحاق بن عمار قال: سمعت ابا عبدالله یقول: ان رسول الله صلی الله علیه وآله صلی بالناس الصبح، فنظر الی شاب فی المسجد …
* روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله نماز صبح را با مردم گزارد. سپس در مسجد نگاهش به جوانی افتاد که چرت میزد و سرش پایین میافتاد. رنگش زرد بود و قامتش لاغر و چشمانش به گودی فرو رفته. رسول خدا صلی الله علیه وآله به او فرمود: حالت چگونه است؟ عرض کرد: من با یقین گشتهام. رسول خدا صلی الله علیه وآله از گفته او در شگفت شد و فرمود: همانا هر یقینی را حقیقتی است. حقیقت یقین تو چیست؟ عرض کرد: ای رسول خدا! همین یقین من است که مرا اندوهگین ساخته و بیداری شب و تشنگی روزهای گرمم بخشیده و از دنیا و آنچه در آن است بیرغبت گشتهام تا آنجا که گویا عرش پروردگارم را میبینم که برای رسیدگی بهحساب خلق برپا شده و مردم برای حساب گرد آمدهاند گویا اهل بهشت را مینگرم که در نعمت میخرامند و بر کرسیها تکیه زده، یکدیگر را معرفی میکنند و گویا اهل دوزخ را میبینم که در آنجا معذباند و به فریادرسی میطلبند و گویا اکنون آهنگ زبانه کشیدن آتش دوزخ در گوشم طنین انداز است.
* و برزت الجحيم لمن يرى (36نازعات ) و جهنم براى هر صاحب چشمى ظاهر میشود ، برزت الجحيم نشان مىدهد كه جحيم الآن هست، اما الآن از ما پنهان است و آن روز بارز مىشود.
تفسیر المیزان در مورد این آیه : مراد از كلمه (لمن) هر كسى است كه چشم دارد و میتواند ببيند، و معناى آيه اين است كه : در آن روز، دوزخ ظاهر میشود، و پرده از روى آن بر میدارند، تا هر صاحب چشم و بينايى آن را به عيان ببيند.
پس آيه شريفه در معناى این آیه است كه میفرماید : لقد كنت فى غفله من هذا فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم حديد – مى فرمايد تو از اين در غفلت بودى، پس ما پردهات را كنار زديم، اينك امروز چشمت تيزبين شده است.
و از ظاهر آيه مورد بحث بر میآید كه جهنم قبل از روز قيامت خلق شده، تنها در روز قيامت با كشف غطاء ظاهر میشود، و مردم آن را میبینند.
* (23فجر): و جىء يومئذ بجهنم يومئذ يتذكر الانسان و أنى له الذكرى
و جىء يومئذ بجهنم نشان مىدهد كه جهنم هست. امروز پيش ما نيست، و ما در پيش او نيستيم. بين ما و او حائل و غطاء و پره و حجاب است. اما آن روز، روز ريزش پردههاست، لذا میگوید : و جىء يومئذ بجهنم، نمىگويد كه جهنم آن روز خلق مىشود، بلكه مىگويد: آن روز آورده مىشود و نشان داده مىشود و انسان آن را مىبيند.
* (24بقره): فاتقوا النار التى و قودها الناس و الحجاره أعدت للكافرين – بترسيد از آتشی که برای کافران مهيا شده و هيزم آن مردمان و سنگها هستند –
مىگويد: اعدت، يعنى اين نار، مهيا و آماده و نقد شده هست و فقط منتظر آمدن دوزخيان است كه از آنها پذيرايى كند. آنجا پيشاپيش، آماده شده و انتظار مىكشد كه اين دوزخى چه زمانى وارد مىشود. در اينجا به اعدت تعبير شده نه تعد، يا تخلق.
* (10نساء) إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا – آنان که اموال يتيمان را به ستم میخورند شکم خويش پر از آتش میکنند –( انما یاکلون … همین الآن آتش میخورند– جزا نفس عمل است یعنی همین عمل تو جزای تو است اما الآن ملتفت نیستی)
*(54عنکبوت) يَستَعجِلونَكَ بِالعَذابِ و آن جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالكافِرينَ – آنان با عجله از تو عذاب میطلبند، در حالی که جهنم به کافران احاطه دارد! (جهنم الآن احاطه دارد )
*يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ – 7 روم – به ظاهری از زندگانی دنیا علم دارند و از آخرتشان غافلند – برداشت اول از این آیه این است که همین الآن آخرت هست و ما غافلیم و برداشت دوم که می فرماید آخرتهم اینطور استفاده میشود که آخرت یه حقیقت فردی است ؛ چرا مثلاً نفرمود : و هم عن الاخرته غافلون –
*قسمتي از مقاله ي حقيقت انسان درعرفان ، علاّمه حسن زاده آملي حفظه الله *
اي عزيز! باطن دنيا، جهنّم است ((وَ إِن مِنکُم إِلاَّ وَارِدُهَا کَانَ عَلَي رَبِّکَ حَتماً مَقضِياً ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقُوا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فِيهَا جِثِياً )) / مريم . ۷۴ ؛ به قضاي حتم الهي همه بايد وارد دنيا بشوند و اين پل که بر روي جهنّم کشيده شده است صراط مستقيم است که به لحاظ عقل عملي؛ عدالت متوسط بين افراط و تفريط است که اَحَدِّ مِنَ السَّيف يعني از شمشيرتيزتر است و به لحاظ عقل نظري؛ در علم توحيد و فروع آن مثلاً اَدَقِّ مِنَ الشَّعر يعني از مو باريک تر است. معصوم درباره ورودش به دنيا فرموده است (جِزنَاهَا وَ هِي خَامِدَهٌ – از جهنم عبور کردیم در حالی که بر ما سرد و فسرده بود) در حديث است که روزي جناب رسول الله ( صلّي الله عليه و آله) با اصحابش درمسجد نشسته بودند، ناگهان آوازي سخت شبيه صداي فرو ريختن ديوار و فرود آمدن خرسنگي مثلاً شنيدند وهولناک شدند. رسول الله فرمود : مدّت هفتاد سال است که سنگي ازبالاي جهنم رها شده است واينک به قعرآن رسيده است و اين صدا ازسقوط آن سنگ به قعر جهنّم بوده است! هنوز رسول الله از کلامش فارغ نشده بود که فرياد و شيون ازخانه منافقي برخاست که هفتاد سال عمر کرد و در آن ساعت بمرد. رسول الله گفت : الله اکبر. پس صحابه دانستند که آن سنگ اين منافق بودکه از آن روز (که)خلق شده است تا کنون در جهنّم سرازير بود و فرود مي آمد و در آن وقت به قعر آن رسيده است. قال الله تعالي (( إِنَّ المُنَافِقينَ فِي الدَّرَکِ الأسفَلِ مِنَ النَّار )) مانند اين صداي هولناک در هرشبانه روز بسيار است وليکن گوش برزخي باز نيست تا بشنود. کاملي بايد که در چشم ها و گوش ها تصرّف کند تا بتوانند وقايع و احوال برزخي نفوس را ببينند و بشنوند. تو که جسر ممدود بين جنّت و ناري، خود را باش تا نيفتي… عاقل را اشاره کافي است …
* (تكاثر 5 تا 7): كلا لو تعلمون علم اليقين * لترون الجحيم * ثم لترونها عين اليقين
تفسیر المیزان : مراد از ديدن جحيم، ديدن آن در دنيا و قبل از قيامت و به چشم بصيرت است، منظور رؤيت قلب است، كه به طورى كه از آيه زير استفاده مى شود خود از آثار علم اليقين است، (و كذلك نرى ابراهيم ملكوت السماوات و الارض و ليكون من الموقنين )،و اين رؤيت قلبى قبل از قيامت است، و براى مردمى كه سرگرم مفاخرتند دست نمیدهد، بلكه در مورد آنان امرى ممتنع است، چون چنين افرادى ممكن نيست علم اليقين پيدا كنند. ثم لترونها عين اليقين مراد از (عين اليقين ) خود يقين است، و معنايش اين است كه جحيم را با يقين محض مى بينند، و مراد از (علم يقين ) در آيه قبل مشاهده دوزخ با چشم بصيرت و در دنيا است، و به عين اليقين ديدن آن در قيامت با چشم ظاهر است، دليلش آيه بعدى است كه سخن از سؤال و باز خواست در قيامت دارد، مى فرمايد: (ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم ).