سوال 94 – شهود از دوگانگی به یگانگی و از یگانگی به هو
سوال 94 – امام از دامن شیطان نجاتت میدهد و باز خدا از دامن امام نجاتت میدهد ، اگر بر علیه نفست عمل کردی امام خوشنود میشود و حرکتت میدهد به سوی معراج و آنجا خدا دستت را میگیرد و استادت خود خدا میشود ، شهود از امام به خدا ، از دوگانکی به یگانگی و از یگانگی به هو برسی یعنی خودت و دیدن خودت هم از میان برداشته میشود و فقط خدا میماند ، 🔹 حالا وقتیکه از این معراج بر میگردی دوباره به دوگانگی میرسی مثلاً این ماشین را که میبینی جز خدا نمیبینی یعنی اینجا دیگر برایش تفاوتی ندارد ، لذا باید مقامات را درک کنید به حرف نیست شما باید درآنجا و این حقایق ها زندگی کنید مثل لقمهای که میخوری باید توحید را بخوری ، توحید چنین نیست که دیدنی باشد یا شهودی باشد (( در ادارک توحید بحث تمثلات بی مثال پیش میآید که خیلی هم سنگین هستند و موسی را در پای کوه طور از پا می اندازد – فَلَمَّا تَجَلَّي رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسي صَعِقاً ( 143 اعراف ) و لذا این ادراک حقیقت مطلق در ذات صقع نفس اتفاق میافتد و آنجا از صور خیالیه خبری نیست اما در تمثلات با مثال بحث مکاشفات پیش میآید که پای تصاویر و دیدن چیزی در القاء حقایق باز میشود که مرتبهای بسیار نازلتر می باشد )) ، اصلاً توحید را باید انسان بخورد ، یعنی خوراک معنوی قلب انسان همین توحید است ، 🔹 ما چون نمیتوانیم توحید بخوریم میآییم غیبت میخوریم (( در اینجا دو نوع غیبت مطرح شده ، اول غیبت به این معنی که از بودن در محضر حقیقت غایب هستیم وغیبت داریم و دوم تبعات این غیبت تامین روزی باطن از حرام بوده که انسان به غیبت های متعارف و حرف زدن پشت سر دیگران … میافتد )) ، مثلاینکه اگر به اداره نروی غیبت میخوری ، ما وقتی توحید نداریم و در محضر نیستیم خودمان برای خودمان غیبت درست میکنیم ، کی به کجا رفت ، حالت چطور است ، حال پدرت چطور است ، فلانی با زنش چطور است … تغذیه روحیمان از غیبت تأمین میشود یعنی از حرام ، اصل روزی ما آن غذای باطن است نه این غذای جسمی ، لذا وقتی روزی باطن از حرام تأمین شد دیگر در بیرون لقمه حرام را راحت میخوری میگویی عجب کلاهی سرش گذاشتم ، عجب کلکی زدم و…
🔹 پاورقی :
(سفرهای چهارگانه عرفا) اسفار اربعه یا سفرهای چهارگانه بنا بر آثار و تعلیمات عارفان «مراحل عملی» یا در اصطلاح «مسافرت» های معنوی عرفا برای «رسیدن به خدا» است. مشهورترین تقریر از اسفار اربعه از ملاصدرا است که نام مهمترین کتاب خود و فصول آن را با سفرهای چهارگانه تطبیق داده است. اصل این تقریر ریشه در کلمات داوود بن محمود قیصری، شارح فصوص الحکم دارد. بیان قیصری نیز ناظر به تقریر ملاّعبدالرزّاق کاشانی در شرح منازل السائرین است و وی نیز صورت آن را از عفیفالدین تلمسانی در شرحش بر منازل السائرین گرفته است. این سه تقریر تفاوتهایی (به ویژه در سفر چهارم) نیز دارد.
سفر اول: سفر من الخلق الی الحق – سفر کردن از خلق تا رسیدن به خدا
سفر دوم: سفر بالحق فی الحق – سفر کردن باخدا در خدا
سفر سوم: سفر من الحق الی الخلق بالحق – سفر کردن از خدا تا خلق باخدا
سفر چهارم: سفر فی الخلق بالحق – سفر در خلق باخدا
🔹 ایشان در صحبت فوق می فرمایند : حالا وقتیکه از این معراج بر میگردی دوباره به دوگانگی میرسی مثلاً این ماشین را که میبینی جز خدا نمیبینی – و این حکایت از آخرین سفر یعنی چهارم یعنی سفر در خلق باخدا را دارد. البته در سوالات آتی بیشتر از این حال و این مقام سؤال و صحبت به میان آمده است ( سوال مرتبط با موضوع ، سوال 499 )/